در ضمیر تنهایی
همسفرم باش در گذر از کوی تنهایی ،تا سرمشق ضمیرم ...
می مانیم .. می رویم ... و تنها یادگارمان شاید خاطره ای گنگ در عبور گیج از پس کوچه های ذهن دیگری باشد... " خدانگهدار ..." سوده- 89.12.8 پ ن : با سپاس از دوستانی که در این سفر ، همسفرم بودند و تحملم کردند، دوست تان دارم. نثار بیکرانگی چشم هایت که غرق آبی محبتش می شوم و با چشمکی دوباره احیایم می کنی ... سوده-89.11.9 پ ن : برای همراهم . شب های یلدا زیر کرسی مادربزگ چیلیک چیلیک تخمه می شکستیم و گل می گفتیم و گل می شنفتیم . ما بچه ها ، دندانمان از سرمای برف ، تیک تیک به هم می خورد و تا گردن فرو می رفتیم زیر کرسی ! پدر شاهنامه و حافظ می خواند پدربزرگ ، کاسه کاسه انار دون کرده تعارف مان می کرد.... اما این روزها و این شب های یلدا دیگر نه از کرسی خبری هست و نه مادربزرگ نه اصلا دلی مانده برای تخمه شکستن... حالا باید به آمدن نسیمکی دل خوش کنیم و جلوی باد کولر نفس بکشیم ! آن سال ها ، اگر هم زیر نور شمع و چراغ گردسوز ، شب نشینی می کردیم ، برای شاعرانه بودنش بود اما این شب ها ، شمعی هم اگر سوسو می کند برای هدفمندی یارانه هاست! حالا همه خیره به انار سهمیه بندی هی به هم تعارف میکنند " شما بفرما " ! ... باغت آباد مادربزرگ که با رفتنت برکت شب یلدا هم رفت حالا ما ماندیم و یارانه ها ! راستی ! کاش لااقل از آن بالاها نگاهی می انداختی ببینی پولهای یارانه ی نان کی واریز می شود؟ سوده-89.9.29 مرگ جوجه های پاییزی ام ! سوده_89.9.11 آنقدر خسته که توان برداشتن هیچ قدمی رو به جلو ندارم گرفته ام آنقدر گرفته که دل ابرها هم برایم خون گریست من که دیگر شعرهایم را در ضمیر تنهاییم بوسیده ام و لب طاقچه ی دلم گذاشته ام خاک هم اگر خواست بخورد به خودم مربوط! گلایه چرا؟ بالاخره می دانم خدایی هست دنیای تان ارزانی ما را با آخرتتان کار است و بس! محض خاطر خدای باران و پاییز دست از خزان دلم بردارید به شقایق باد برگهای احساسم را پراکنده صفحه ی دلم خالیست از هرچه عشق بیهوده ! سر این قبر مرده ای نیست برای اشک تمساحی... پ ن : دیگه نمیدونم به چه زبونی واضح تر از این بگم که اینجا شعر نمیگم ! دست از سر این ناشاعر مرده ی ضمیر تنهایی بردارید !( برای مخاطب مزاحمی که خودم هم نمیشناسمش !!!) من غربت پرستم یا غریب الغربا .
| Design By : Night Melody |

